هیچکده

هیچ و باز هم هیچ

افسانه ...

          

         

          

         این‌ها همه افسانه‌است . که خدا بود و بهشت بود. که خدا بود و بهشت بود و آدم‌ و حوّا

         بودند . که آدم‌ و حوّا فراموش کردند که نباید فراموش کنند . که خدا نتوانست این همه

         بی‌مسئولیتی را بپذیرد . که به آدم‌ و حوّا اتهام ِ نسیان زد . آدم و حوّا را انسان نامید و

         به جرم فراموشی هبوط داد به زمین . این‌ها همه افسانه است ...

         آدم و حوّا بودند و زمین بود. آدم و حوّا بودند و زمین بود و عشق بود .عشق فراموش

         نمی‌کرد باید یکی کند. آدم و حوّا نتوانستند این‌همه مسئولیت را بپذیرند. به عشق اتهام

         یگانگی زدند. عشق را یگانه نامیدند و به جرم یگانگی معراج دادند به بهشت . این‌ها

         افسانه نیست . این‌ها افسانه نیست ...

         

        

       

       

      

   

.

  
فرشید فرهادی ; چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٥