نا امیدی ...
می دونی یاس چطور در وجود ِ ت شکل می گیره ... ؟! ،
وقتی بین ِ گریه َت حرفی داری امّا کسی اون رو نمی شنوه ... ،
پس سر به بلندای ِ فریاد می زنی امّا گوشی نیست ...
و بعد ...
از اون جا سکوت رو آغاز می کنی ...
.
شرم ...
عشق ِ شیرین ...
.
.
.
برادرجان ... ،
این جا ...
سال هاست ...
بی تیشه ترین فرهاد ِ عالم گریه می کند ...
.
ریاضی ...
از اینکه دیگر کسی نمی آید ...
خاطرَم جمع است ... ،
لااقل کسی بیاید ...
من را از خاطره هایَ م تفریق کند ...
.
درد ...
نفس َم تنگ است ...
آرزوهائی که به خس خس افتاده اند ... ،
درون سینه ام انگار ...
مردی نشسته که گریه می کند و سیگار می کشد ...
.
سقف ...
شرط ِ پرواز ... ،
بال نیست ... ،
آسمان است ...
.
خواب ...
کابوس ها ...
چه دیوانه وار می آیند ... ،
کاش یکی دست ِ مرا بگیرد ...
رد کند از این خواب های ِ شلوغ ...
.
... I'm gonna get naked dude
Sometimes we really do need to be faked
no matter of the role has been played
bad or good
P.S : Plz don't mess with me about
writting in English or even attaching this post
to some'respected'body who got naked recently
may be I'm playing a role
may be dude
.
دکور ...
خدایا ... !
تو چرا این روزها ...
این قدر پلاستیکی شده ای ... ؟!
.
نا پیدا ...
هابل و وویجر و کاسینی و خلاصه فضا آلات ... ،
بیشتر از آن که ناچیزی ِ زمین را در بیشماری ِ کائنات مشخص کنند ... ،
این اطمینان را بیشتر می کنند که ...
خدا زمین را گم کرده ...
.
تپش ، PMC ، من و تو ، Spice ، GEM ، ....
" این روزها ، همه ..... نگاه می کنند ، شما چطور ؟! "
.
.
.
این جای ِ خالی را ...
بگذار همان خالی بماند ... ،
" این روزها ، همه نگاه می کنند ، ... " ،
انگار ...
هیچ دستی ...
برای ِ یاری نیست ...
.
من ...
انگار دیگر ...
شده ام لال مانی ... ،
مشق ِ بد خطی از سکوت ... ،
تجربه ی ِ تلخ و ترّحم برانگیز ِ گوش ها ...
.
خواب ...
دیگر دانیال و یوسف و ابن سیرین و این و آن ندارد ... ،
خودم را به خواب ِ آمدن ِ تو زده ام و بازهم ...
تعبیر ِ لعنتی اش ...
نیامدن ِ توست ...
.
قضاوت ...
انگار خواب هم که باشی ...
آدم ها ...
تعبیر َت می کنند ...
.
بی راه ...
اگر این راه ِ زنده گی ِ انسان است ... ،
حتما خدا خودش را به آن راه زده ...
.